1چکیده مبسوط
مقدمه و هدف: در چند سال اخیر، تغییرات اقلیم و کاربری اراضی منجر به نوسانات منابع آب شده است. این تغییرات بر جریان رودخانه، محیط زیست، آب آشامیدنی و کشاورزی تأثیر گذاشته است. .تغییر کاربری اراضی چهار اثر مهم روی هیدرولوژی حوزه های آبخیز دارد که عبارت اند از: تغییر در خصوصیات دبی اوج، تغییر در حجم کل رواناب، تغییر در کیفیت آب و تغییر در تعادل هیدرولوژیک. به منظور پیش گیری از بلایای طبیعی، شناسایی شرایط فعلی و پیش بینی وضعیت آینده مهم است. فائق آمدن بر این بحران ها و کاهش اثرات سوء آن ها، تنها در سایه مدیریت و برنامه ریزی و با تکیه به دانش روز عملی می باشد. مطالعه حاضر با هدف تعیین چگونگی تأثیر تغییر اقلیم و کاربری اراضی بر جریان رودخانه در حوضه تالار بین سال های 2020 تا 2050 انجام شد.
مواد و روش ها: با توجه به اینکه اثر تغییرات کاربری آینده در حوضه آبریز تالار مازندران با استفاده از گزارش ششم تغییر اقلیم و اثر تلفیقی تغییرات کاربری و تغییر اقلیم در این حوضه مورد بررسی جدی قرار نگرفته است، در این مطالعه اثر تغییر کاربری اراضی (با استفاده از تصاویر ماهواره لندست و مدلCA-Markov) و تغییر اقلیم (خروجی های دما و بارش چند مدل گزارش ششم تغییر اقلیم و ریزمقیاس نمایی آن ها با روش های نوین delta و Qm بر میزان آبدهی رودخانه تالار (با استفاده از مدل SWAT) در سال های آینده تا سال 2050 موردمطالعه قرار گرفت.این مطالعه داده ها را بر اساس سناریوهای تغییر اقلیم CMIP6 و همچنین پیش بینی های کاربری زمین برای سال های 2035 و 2050 تجزیه وتحلیل کرد. ابتدا، مدل (SWAT) برای ارزیابی اثرات اقلیم و کاربری اراضی بر جریان رودخانه در حوضه رودخانه تالار استفاده شد. پس از کالیبراسیون و اعتبارسنجی مدل با استفاده از بهترین پارامترها از سال 2001 تا 2020، داده های CMIP6 بر اساس شش مدل کوچک سازی شدند و تحت دو سناریو SSP2-4.5 و SSP5-8.5 پیش بینی شدند. برای کاهش مقیاس مدل های گردش عمومی اتمسفر، از دو روش استفاده شد: روش دلتا (Delta) و نقشه برداری کوانتیل (Qm). این روش ها بهدلیل مقیاس بزرگ مدل ها انتخاب شدند. همچنین در این تحقیق از مدل پیش بینی مارکوف (CA-Markov) برای شبیه سازی و پیش بینی تغییر کاربری زمین برای سال های 2035 و 2050 استفاده شد. داده های بارش و دما حاصل از سناریوهای تغییر اقلیم و کاربری اراضی برای پیش بینی میانگین جریان ماهانه طی سال های 2020-2035 و 2020-2050 به مدل SWAT وارد شد.
یافته ها: کالیبراسیون و اعتبارسنجی در ایستگاه کیاکلا به عنوان خروجی حوضه آبریز تالار نشان داد که شاخص Nash-Sutcliffe (NSE) بهترتیب دارای بازده 0/8 و 0/76 است. بهترین مقادیر شاخص های ارزیابی برای ریزمقیاس نمایی مدل INM بهدست آمد. همچنین روش Delta برای ریزمقیاس نمایی بارش و روش Qm برای ریزمقیاس نمایی دمای حداقل و حداکثر مقادیر ارزیابی بهتری را نشان میدهند. بهطور مثال مطابق جداول نشان داده شده مقادیر RMSE، NRMSE و MAE برای بارش ایستگاه کیاکلا بهترتیب 2/185، 0/0402 و 1/716 با استفاده از روش Delta میباشد، تمامی این مقادیر نشان دهنده دقت خوب این روش های ریزمقیاس نمایی برای ورودی های مدل SWAT برای پیش بینی جریان در حوضه آبریز تالار میباشد. این روش ها برای تمامی ایستگاه های مورد مطالعه پیاده شده و مقادیر ریزمقیاس نمایی شده پارامترهای فوقالذکر برای پیش بینی جریان رودخانه حوضه تالار در ایستگاه کیاکلا استفاده شد.
نتیجه گیری: نتایج پیش بینی شده سال های 2035 و 2050 نشان دهنده کاهش حجم رواناب، تالاب ها و زمین های شهری است. بنابراین، فعالیت های کاربری اراضی در آینده باید مبتنی بر توسعه کاربری مناسب و تنظیم کاربری باشد تا اثرات نامطلوب پایدار تغییرات کاربری اراضی را کاهش دهد. در حوضه تالار، تغییرات کاربری اراضی عمدتاً توسط عوامل داخلی، مانند گسترش اراضی کشاورزی و شهرنشینی کنترل می شود، در حالکه تغییرات اقلیمی بهعنوان عوامل بیرونی در نظر گرفته می شود. هر دو نقش مهمی در تغییر فرآیندهای هیدرولوژیکی حوضه دارند. این مطالعه با استفاده از مدل سازی، اثرات ترکیبی کاربری اراضی و تغییرات اقلیمی آینده را بر بیلان آب در حوضه تالار ارزیابی می کند. ترکیب تغییر کاربری اراضی و تغییرات اقلیمی تأثیر بارزتری بر جریان و رواناب سطحی دارد. در مقیاس ماهانه، جریان ناشی از رواناب سطحی بهطور قابلتوجهی در طول فصول سال کاهش می یابد، که نشان می دهد رویدادهای شدیدتر (یعنی خشکسالی) بهطور بالقوه می تواند در آینده رخ دهد. با تغییرات کاربری اراضی، این اثرات را میتوان تنها کمتر از 20% کاهش داد. بنابراین، اقدامات بیشتری (بهعنوان مثال، حفاظت از خاک) علاوه بر برنامه ریزی کاربری اراضی بهمنظور افزایش نفوذ و تغذیه آبخوان و متعاقباً کاهش خطرات ناشی از استفاده از اراضی و اثرات تغییرات اقلیمی مورد نیاز است. این تحقیق چگونگی تأثیر تغییرات کاربری اراضی و آب و هوا را بر آب در دسترس در حوضه تالار در آینده ارائه میدهد. همچنین این مقاله مطالعهای را در مورد استفاده از مدل SWAT در هیدرولوژی برای کمک به حوزه علمی ارائه میدهد. یافته های این مطالعه همچنین میتواند برای مسئولان در کاهش تنش آبی از طریق مدیریت صحیح کاربری اراضی در آینده مفید باشد. همچنین نتایج حاکی از آن است که بهدلیل تغییرات کاربری اراضی مانند گسترش مناطق شهری و کاهش زمین کشاورزی، میانگین جریان ماهانه کاهش یافته است. در آینده، تغییرات کاربری زمین و پوشش زمین ممکن است بر جریان رودخانه تأثیر بگذارد. محرک های اصلی تغییر کاربری شامل توسعه کشاورزی، جنگل زدایی، گسترش شهر سازی، سیاست مالکیت زمین و توسعه زیرساخت ها است.